قاصدک هان چه خبر آوردی

از کجا وز که خبر آوردی

خوش خبر باشی اما

گرد بام و در من

بی‌ثمر می‌گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه زیادی نه ز دیاری، باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه‌های همه تلخ

با دلم می‌گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک هان،‌ ولی... آخر... ای وای

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام آی! کجا رفتی؟ آی

راستی آیا جائی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی، جائی؟

در اجاقی- طمع شعله نمی‌بندم- خردک شرری هست هنوز

 

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می‌گریند...

 

🍁🍁🍁🍁🍁

یادآوری:

مهدی اخوان ثالث (۱۰ اسفند ۱۳۰۷ مشهد- ۴ شهریور ۱۳۶۹ تهران)، شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه  ایرانی بود. نام وتخلص وی در اشعارش م. امید بود.
اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیده‌است؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه است.
اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانا بود و در ادامه به شعر نو  گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای مانده‌است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام موسیقیایی بود.

از آثار گرانبهای ایشان میتوان به زمستان،ارغنون،آخر شاهنامه ودر حیاط کوچک پاییز در زندان اشاره کرد. 🍁🍁🍁